نرگس محمدی در اولین بار که عکسش را روی مجله دید

به گزارش وبلاگ آشپزی، رکنا/ نرگس محمدی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 9 فروردین 1364 است و 34 سال سن دارد و دارای مدرک کارشناسی پرستاری می باشد.نرگس محمدی با بازی نقش ستایش در سریال ستایش به شهرت رسید و به خوبی شناخته شد.او یک خواهر به اسم سارا و یک برادر به نام محسن دارد.

نرگس محمدی در اولین بار که عکسش را روی مجله دید

نرگس محمدی در اردیبهشت ماه سال 96 در سن 33 سالگی باعلی اوجی بازیگر و تهیه کننده ازدواج نموده است و متاهل می باشد.

او پیش از این در برنامه دورهمی گفته بود به دلیل اینکه تا به امروز خواستگار نداشته است مجرد مانده است.

مقابل دوربین خودت را بازی می کنی؟

بازی می کنم اما نه خودم را. در 10 سال اخیر به خصوص در تلویزیون نقش خیلی عجیب و غریبی برای خانم ها اتفاق نمی افتد، وقتی صحبت در خصوص نقش زن ها می گردد من همواره می گویم کار خاصی قرار نیست انجام بدهیم همه ما نقش یک زن معمولی و عادی را در شرایط مختلف بازی می کنیم. جمله در خصوص لایه های نقش تان بگویید خیلی خنده دار است.

زندگی معمولی و شخصی خودت را هم مثل نقش های الان دم دستی می بینی؟

در کل من از روتین بودن زود خسته می شوم. فکر می کنم خدا مرا خیلی دوست داشته است که من وارد این حرفه شده ام. اگر قرار بود کارمند باشم یا در رشته ای که خواندم می ماندم و پرستار می شدم و باید هر روز سر یک ساعتی سر کار می رفتم تا یک ساعت تعیین، زندگی برایم خیلی سخت می شد. الان کلاس های مختلف می روم، گیتار تمرین می کنم و دائم در حال اجرا کارهایی هستم تا از روزمرگی نجات پیدا کنم.

چند وقت است که مقابل دوربین هستی؟

از سال 85 ، در این بین به دلیل پیشنهاد نشدن نقش مورد علاقه ام گاهی هشت ماه بیکار بوده ام و این اتفاق برای کسانی که یکدفعه دیده می شوند خیلی می افتد و مدتی بیکار می مانند. خیلی از بازیگر های معمولی که خیلی هم دیده نشده اند، همواره در حال کار کردن هستند اما برخی از بازیگران مثل خود من که به اصطلاح یک شبه معروف شده اند با این مشکل روبه رو می شوند. من قبل از معروف شدنم خیلی راحت تر کار می کردم و راحت تر انتخاب می کردم اما حالا هم برای خود من سخت تر شده و هم اطرافیان از من توقع دارند.

در زندگی شخصی از خودت خیلی توقع داری؟

بله، تقریبا. معمولا از آنچه هستم و دارم نهایت لذت را می برم اما دوست دارم همواره به جاهای بالاتری برسم.

در روابط با آدم ها هم همین طور هستی؟

در روابط با آدم ها اینطور نیستم. در کل من آدم وابسته ای هستم به عنوان مثال ممکن است یک اتاق را 10 سال تغییری ندهم برای اینکه دوست دارم هر چیزی را که دارم همانطور برایم بماند. در خصوص آدم ها هم همین طور است. من از اول ابتدایی هنوز دوستانم را دارم. وقتی با کسی دوست می شوم فکر می کنم تمام مسائل او به من مربوط است و برعکس؛ یعنی یا تمام و کمال با کسی دوست هستم یا کلا نیستم. برای اینکه آدم سیاستمداری نیستم که مراقب باشم فلان حرف را پیش فلانی نگویم یا اگر برایم سودی دارد آن فرد را حفظ کنم. به همین خاطر ترجیح می دهم دوستانم کامل برای من و من برای آنها باشم.

فکر می کنی غیر از بازیگری چه شغلی می توانستی داشته باشی؟

خواندن را همواره دوست داشتم و هر کاری که به این حوزه مربوط باشد را دوست دارم. غیر از این ها هیچ کاری را نمی توانم انجام بدهم.

عظیم ترین ایرادت چیست؟

خیلی زود به آدم ها اعتماد می کنم و فکر می کنم هر کسی که به من نزدیک است دوست من است و بابت این مسئله خیلی ضربه خورده ام اما نمی توانم در این مورد خودم را کنترل کنم. یکی دیگر از اخلاق های بد من این است که وقتی خیلی خسته و گرسنه هستم هر اتفاقی بیفتد داد و فریاد راه می اندازم. از برزیل که آمدم بعد از 15 روز غذای باب میل نخوردن، مادرم برایم ماکارانی درست نموده بود و من از ماکارانی متنفرم و در برزیل کنار همه غذاها ماکارانی هم بود، به همین خاطر بعد از دیدن غذا گریه کردم!

اگر بگویند قرار است بمیری و فقط یک دقیقه فرصت داری و فقط می توانی به یک نفر زنگ بزنی آن یک نفر کیست؟

قطعا به مادرم زنگ می زنم. از همه بیشتر برای من ارجحیت دارند.

از اینکه روزی نباشی ناراحت می شوی؟

خدا نکند کسی عزیز از دست بدهد اما وقتی عزیزت را از دست می دهی دیگر کنار آمدن با مسائل کمی برایت آسان تر می گردد. از وقتی پدرم از جهان رفت مرگ را پذیرفته ام و می دانم همه خواهیم رفت. بعد از آن مادرعظیمم که خیلی برایم عزیز بود را از دست دادم دیگر با مرگ کنار آمده ام و می دانم جهانی دیگری وجود دارد و ما هیچ وقت تمام نمی شویم.

وقت داری کتاب بخوانی؟

بله. تنها چیزی که خیلی حالم را خوب می نماید فیلم دیدن و کتاب خواندن است. این روزها به دلیل مشغله زیاد کمتر وقت می کنم فیلم ببینم اما کتاب همواره همراهم است حتی سر صحنه با خودم می برم و در زمان های خالی می خوانم و همواره در ماشین کتاب دارم. رمان ها را خیلی دوست دارم.

بچه بودی بیش فعال بودی؟

من خیلی آرام بودم چون بچه اول بودم، همواره مسئولیت بچه های کوچک تر از خودم را داشتم.

اولین باری که عکست را روی جلد مجلات دیدی، چه حسی داشتی؟

وقتی کلاس بازیگری می رفتم آرزویم این بود که فقط یک سکانس بازی کنم. وقتی برای اولین بار در مجله فیلم فقط اسمم را زدند حال خیلی خوبی داشتم ولی بعد از سریال ستایش آنقدر همه چیز یکدفعه رخ داد که من متوجه نشدم چطور در یک روز 10 مجله عکس مرا کار نموده اند.

منبع: همگردی

به "نرگس محمدی در اولین بار که عکسش را روی مجله دید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نرگس محمدی در اولین بار که عکسش را روی مجله دید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید